10/25/2007

Grèce (Société)


Après l'affaire Pegah au Royaume-Uni, Hamid en France et des dizaines d'autres en Europe

10/19/2007

Ces deux mots (homosexualité et sodomie) sont désormais bannis de la littérature judiciaire des mollahs qui ne désirent plus affronter les lobbies Gay


Iran : trois nouvelles pendaisons
Trois Iraniens reconnus coupables de viol ont été pendus au petit matin en public dans un complexe sportif de la petite ville de Babol.

Hadi Jafartabar, Mirhadi Mirtaghi et Shoja Moussavizadeh avaient été reconnus coupables du viol de douze femmes dont la plupart étaient des étudiantes. Ces pendaisons portent à 207 le nombre d’exécutions cette année, selon un décompte effectué par l’AFP à partir d’informations de presse et de témoignages.

Le régime des mollahs ne diffuse le nom des condamnés à mort que dans le cas où il s’agit de prisonniers politiques. Dans ces cas, le régime les accuse de ce qu’il y a de pire selon l’opinion ou selon ses propres critères. C’est le cas de ces trois suppliciés qui ont été accusés de viol comme d’autres avaient été accusés de sodomie, mot qui dans la terminologie des mollahs signifie homosexualité.

Ces deux mots (homosexualité et sodomie) sont désormais bannis de la littérature judiciaire des mollahs qui ne désirent plus affronter les lobbies Gay. L’AFP Iran qui se comporte comme le porte-parole du régime des mollahs a également fait des changements dans sa terminologie : sur la liste des motifs d’exécution qu’elle fournit en fin de chaque dépêche de pendaison, l’AFP Iran a remplacé le mot sodomie par le mot pédérastie, qui est censé être plus politiquement correct mais assimile quand même les homosexuels à des pédophiles !

10/09/2007

اعدام قتل عمد است






منشور بين المللى عليه اعدام
اعدام قتل عمد است. مجازات اعدام بايد بعنوان يک رفتار وحشيانه و قرون وسطايى، در همه کشورها محکوم و مردود اعلام شود.

دولتهاى سرمايه دارى حاکم، اعدام را يک نوع مجازات و وسيله عبرت و يا محافظت جامعه از جرم و جنايت، اعلام و آنرا تبليغ و اجرا ميکنند. تاثير عملى اعدام، رسميت دادن به قتل، اعلام بى ارزشى حيات و حرمت انسانها و رايج کردن فرهنگ سهل و آسان قتل انسانهاست.

در کشورهاى اسلام زده، قتل و قصاص يک وسيله مهم دولتهاى اسلامى و باندهاى ترور اسلامى در عقب راندن مردم در اين کشورها است.

شلاق زدن، چشم در آوردن و دست و پا بريدن و شکنجه و اعدام و سنگسار روشهاى وحشيانه و قرون وسطايى است که در اين کشورها اعلام و اجرا ميشود. اين نوع رفتار با مردم، جنايت عليه بشريت است و بايد محکوم و مطرود اعلام شود.

هم اکنون در بسيارى از کشورهاى جهان اعدام منسوخ و ممنوع است. ولى در امريکا و چين و کشورهاى اسلام زده و برخى ديگر از کشورها با دولتهاى ديکتاتور و ضد انسان، احکام اعدام يک حربه مهم در ايجاد ترس در جامعه و عقب راندن مردم است.

کميته بين المللى عليه اعدام اعلام ميدارد که احکام و مجازات اعدام در همه جا بايد فورا لغو شود. جامعه بين المللى بايد فورا همه دولتها را موظف کند که حکم اعدام را ملغى و هيچ کسى را به هيچ بهانه اى نبايد اعدام کنند.

تبليغ فرهنگ آدمکشى و بى احترامى به حق حيات انسانها، بايد ممنوع و منسوخ شود.

هر دولت و يا نهادى که اعدام را تبليغ و اجرا نمايد، بايد فورا با عکس العمل مراجع بين المللى روبرو شود.

مراجع و مقامات صادر کننده حکم اعدام بايد مجرم شناخته شوند و به جرم جنايت عليه بشريت محاکمه گردند.

ما براى دنيايى عارى از فقر و جهل و کشتار و قتل عمد انسانها مبارزه ميکنيم و احترام به حق حيات و حرمت انسانها را يک اصل تخطى ناپذير در پيشرفت مدنيت جامعه ميدانيم.

کميته بين المللى عليه اعدام

10/05/2007

دگرباشان جنسی ایرانی و آقای احمدی نژاد در رسانه ها GAY IN IRAN


در روز دوشنبه 24 سپتامبر آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، نیویورک سخنرانی کرد. رئیس دانشگاه کلمبیا با توجه به فشارهای زیادی که در پی دعوت از آقای احمدی نژاد به او اعمال شده بود سعی داشت که جو را به سوی رضایت بخشی برای خود بکشاند اما تا زمانی که سؤالی درباره همجنسگرایان نشده بود اوضاع بر وفق مراد ایشان نبود. آقای احمدی نژاد در پاسخ به سؤالی که از وضعیت همجنسگرایان در ایران می پرسید، پاسخ داد، "در کشور ما مثل کشور شما همجنسباز وجود ندارد. چنین چیزی در کشور ما وجود خارجی ندارد. من نمی دانم چه کسی به شما گفته که این افراد در کشور ما وجود دارند." این گفته ها باعث خنده تمامی حضار شد و عده ای در سالن هو کشیدند.

دگرباشان جنسی ایرانی و آقای احمدی نژاد در رسانه ها GAY IN IRAN


در روز دوشنبه 24 سپتامبر آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، نیویورک سخنرانی کرد. رئیس دانشگاه کلمبیا با توجه به فشارهای زیادی که در پی دعوت از آقای احمدی نژاد به او اعمال شده بود سعی داشت که جو را به سوی رضایت بخشی برای خود بکشاند اما تا زمانی که سؤالی درباره همجنسگرایان نشده بود اوضاع بر وفق مراد ایشان نبود. آقای احمدی نژاد در پاسخ به سؤالی که از وضعیت همجنسگرایان در ایران می پرسید، پاسخ داد، "در کشور ما مثل کشور شما همجنسباز وجود ندارد. چنین چیزی در کشور ما وجود خارجی ندارد. من نمی دانم چه کسی به شما گفته که این افراد در کشور ما وجود دارند." این گفته ها باعث خنده تمامی حضار شد و عده ای در سالن هو کشیدند.

10/03/2007

"ما همجنسباز مثل كشور شما نداريم، در كشور ما چنين چيزى وجود ندارد"


13:06 گرينويچ - چهارشنبه 03 اکتبر 2007 - 11 مهر 1386

تلاشی برای درک واقعیات جامعه ایران



"ما همجنسباز مثل كشور شما نداريم، در كشور ما چنين چيزى وجود ندارد" اين گفته محمود احمدى نژاد گرچه در سالن محل سخنرانى در دانشگاه كلمبيا ، خنده حضار را به همراه داشت كه فكر مى كردند او چشم را به راحتى بر واقعيات جامعه ايران بسته، اما از سوى جامعه همجنس گرايان ايران، معناى ديگرى داشت.
آنطور كه آرشام پارسى ، دبير كل سازمان دگرباشان ايرانى مستقر در تورنتو مى گويد، اين گفته آقاى احمدى نژاد موضع گيرى صريح دولت ايران را در مقابل همجنسگرايان نشان مى دهد.

در متون حقوقی ایران روابط جنسی بين دو مرد "لواط" و بين دو زن "مساحقه" نام دارد كه هر دو با مجازات روبروست و از سوى ديگر زندگى مشترك دو همجنس در ايران در غالب يك خانواده، نه از سوى اجتماع و نه از سوى دولت پذيرفته نيست.

بسيارى از صاحبنظران مسايل اجتماعى معتقدند كه درصد مشخصى از افراد يك جامعه، همجنسگرا هستند و جامعه ايران هم از اين قاعده مستثنى نيست و از سوى ديگر اين موضوع در ادبيات وتاريخ ايران هم وجود داشته و بحث در باره غلام و شاهد در ادبيات كهن نشان از طبيعى بودن اين موضوع در اذهان پيشينيان ما دارد.

اما واقعيات جامعه امروز ايران چگونه است، شما ، در اين باره چه فكر مى كنيد، فكر مى كنيد آيا همجنسگرايان بايد بتوانند از شرايط زندگى عادى در جامعه برخودار باشند، اگر فرزند، خواهر يا برادر شما همجنسگرا باشد، با اوچه برخوردى خواهيد داشت؟ حاضريد به يك زوج همجنسگرا خانه اجاره دهيد؟

ما درحال تهيه گزارشى راديويى دراين باره هستيم كه نظرات شما مى تواند به ما كمك كند تا واقعيات جامعه ايران را بهتر نشان دهيم.

9/30/2007

لاريجاني درگفت‌وگوباايسنا








[ چاپگر ] [ نمايش خبر ]




لاريجاني درگفت‌وگوباايسنا:
رجم،نه شكنجه است نه مجازات غيرمتناسب
مساله رجم درتاكستان ناشي ازاشتباه قاضي بود
بيش از2هزارصفحه پاسخ به سازمان ملل ارائه كرده‌ايم سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
1386/07/08
09-30-2007
13:15:14
8607-01349: كد خبر


خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
دبير ستاد حقوق بشر قوه‌ي قضاييه با بيان اين كه غرب در مورد مسايل حقوق بشري، تبليغات منفي عليه ايران داشته و دارد، بسياري از اين انتقادها را در پي انگيزه‌هاي سياسي عنوان كرد و درباره‌ي مجازات رجم در ايران اظهار داشت كه "رجم" نه شكنجه است، نه مجازات غيرمتناسب. وي در عين حال گفت كه عملا اين مجازات در كشور پياده نمي‌شود و مورد اخير رجم در تاكستان را ناشي از اشتباه قاضي عنوان كرد.
دكتر محمدجـواد لاريجـاني در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در مورد فعاليت‌هاي ستاد حقوق بشر قوه قضاييه اظهار داشت: ستاد حقوق بشر در بالاترين سطح سياسي و اجرايي قرار دارد و رياست آن با آيت‌الله هاشمي شاهرودي است و وزراي خارجه، اطلاعات، كشور، دادگستري و ارشاد در آن حضور دارند. هم‌چنين تعداد ديگري از مقامات از جمله مقامات نيروي انتظامي، سازمان زندان‌ها و قضايي در آن حضور دارند.
وي افزود: تشكيل ستاد حقوق بشر مصوبه‌ي شوراي عالي امنيت ملي بود كه به تأييد مقام معظم رهبري نيز رسيد و در حال حاضر، افتخار دبيري اين ستاد را من به عهده دارم. اين ستاد پيرو مصوبه‌اي كه وظايف آن را مشخص كرده در واقع مرجع ملي در رابطه با امور حقوق بشر است.
داشتن يك مرجع ملي براي حقوق بشر بسيار كارساز است
لاريجاني با بيان اين‌كه تشكيل اين ستاد تجربه‌ي خوبي بوده است، گفت: چندي پيش با رييس كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد ملاقاتي داشتيم كه وي بالاترين سمت بين‌المللي را در زمينه‌ي حقوق بشر در سازمان ملل متحد بر عهده دارد. وي از تشكيل چنين ستادي در ايران استقبال كرد و خوشحال شد و معتقد بود اين تجربه‌اي است كه بايد در ساير كشورها نيز دنبال شود. داشتن يك مرجع ملي براي حقوق بشر بسيار كارساز است.
وي گفت: مسأله‌ي حقوق بشر در كشورهايي مثل ما و جهان اسلام هميشه با جهات منفي مطرح شده و غربي‌ها در اين راستا از نظام مدني و حقوقي ما ايراد مي‌گيرند البته ستاد حقوق بشر به خاطر اين تلقي درست نشد بلكه به خاطر اين تلقي به وجود آمد كه مسايل حقوق بشر از ديدگاه اسلامي مطرح شود و ما اين موضوع را از اين ناحيه در كشورمان پيگيري كنيم.
غرب، تبليغات منفي زيادي عليه ما در مورد حقوق بشر داشته است
لاريجاني با بيان اين‌كه مسأله‌ي حقوق بشر در نظام ما جزو مسايل بسيار حساس است، گفت: غرب هميشه با تبليغات سياسي عليه ما فعاليت مي‌كرده است كه از جمله تبليغات آنها بر روي مسايلي چون بحث هسته‌يي، سلاح‌هاي كشتار جمعي و هم‌چنين بحث تروريسم و تخلف و نقض حقوق بشر بوده است. آن‌ها در مورد حقوق بشر تبليغات منفي زيادي را در طول اين 30 سال عليه ما راه‌اندازي كرده‌اند.
غرب مي‌خواهد تفسير دموكراتيك ليبرال خود را ازمسايل حقوقي به ما تحميل كند
وي گفت: مسأله‌ي دوم اين است كه ما مجموعه‌اي از اسناد و تعهدات بين‌المللي را در مورد حقوق بشر امضاء كرده‌ايم منتها ما معتقديم تفسير اين اسناد ديگر با غربي‌ها نيست و غربي‌ها از اين مساله كه ما خود اسناد را تفسير مي‌كنيم و مستقل هستيم، ناراحت هستند. آن‌ها مي‌خواهند در واقع علاوه بر متون حقوقي‌شان، تفسير دموكراتيك ليبرال خود را در مورد مسايل حقوقي به ما تحميل كنند و ما آن را نمي‌پذيريم. اجلاس غيرمتعهدها كه چندي پيش در تهران برگزار شد، قدم بسيار خوبي در اين زمينه بود و قرار شد اسناد را بر اساس مفاهيم فرهنگي و ناظر بر شرايط خاص ملت‌ها تفسير كنيم.
تاكنون بيش از 2هزار صفحه پاسخ به سازمان ملل متحد ارائه كرده‌ايم
دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه با بيان اين‌كه ستاد حقوق بشر تاكنون توفيقات خوبي را در زمينه‌ي حقوق بشر در سطح بين‌المللي كسب كرده است، گفت: قبلا غربي‌ها به كشور ما در زمينه‌ي حقوق بشر ايراداتي را مي‌گرفتند ولي معمولا جايي نبود كه جواب دقيقي را به آن‌ها دهند ولي ما اكنون تمام اشكالاتي كه آنها مي‌گيرند را در كميته‌هاي خاص گردآوري و بررسي مي‌كنيم و با زبان دقيق حرفه‌يي و حقوقي به آن‌ها جواب مي‌دهيم. ما تاكنون بيش از دو هزار صفحه پاسخ به سازمان ملل متحد ارائه كرده‌ايم.
خيلي از انتقادهاي غربي‌ها در پي انگيزه‌هاي سياسي است
وي با بيان اين‌كه ما بايد روش حرفه‌يي را در برخورد با اين انتقادات در پيش بگيريم و اين كار را انجام داده‌ايم، گفت: غربي‌ها هنوز به ما انتقادهايي را وارد مي‌كنند كه خيلي از اين انتقادها در پي انگيزه‌هاي سياسي است. آن‌ها مي‌خواهند به واقع با اين انتقادات به ما فشار آورند.
مرز بين شكنجه و تنبيه مرز خيلي روشني نيست
لاريجاني در ادامه به ايسنا گفت: البته غربي‌ها دچار يك نوع خودمحوري فرهنگي و فكري هستند و خود را مركز عالم مي‌دانند و فكر مي‌كنند كه تفكر دموكراسي ليبرال آن‌ها با همه‌ي ويژگي‌هايش بايد به صورت همه‌گير فراگير شود. اين درست نيست و جمهوري اسلامي اين را قبول ندارد و برخي از انتقادات آن‌ها به نظام اسلامي ما ناشي از اين قضيه است. آن‌ها بعضا برخي قوانين اسلامي ما را به شدت مورد نقد قرار مي‌دهند و معتقدند كه بايد متوقف شود كه نمونه‌ي آن مسأله‌ي رجم است.
وي ادامه داد: انتقادات آن‌ها در مورد رجم يا سنگسار حول چند محور است؛ آن‌ها مي‌گويند سنگسار تنبيه نيست بلكه شكنجه است در صورتي‌كه مرز بين شكنجه و تنبيه مرز خيلي روشني نيست. آن‌ها از طرف ديگر مي‌گويند اين حكم با جرم صورت گرفته تناسب ندارد. آن‌ها مي‌گويند كسي كه زناي محصنه كرده چرا بايد شديدا محاكمه شود؟ البته اين تفكر آن‌ها ناشي از اين است كه آن‌ها اين عمل شنيع را آن‌قدر بد نمي‌دانند و مي‌خواهند اين تفكر خود را به ما تحميل كنند.
لاريجاني گفت: اگر ما رجم نداشتيم و به جاي آن اعدام قرار مي‌داديم -البته بايد توجه داشت كه رجم از نظر اسلامي پايين‌تر از اعدام است چون در رجم اين امكان وجود دارد كه فرد بتواند نجات پيدا كند ولي در حكم اعدام اين‌چنين نيست- بازهم اين ايرادها را مي‌گرفتند زيرا بعضا به جاي رجم حكم اعدام را استفاده مي‌كنند ولي باز آن‌ها مي‌گويند كه مجازات متناسب با جرم نيست. تشخيص اين‌كه عمل زناي محصنه چه قدر زشت است با غربي‌ها نيست بلكه شنيع بودن اين امر را ما با توجه به معيارهايي كه در كشورمان وجود دارد مي‌سنجيم.
"رجم" نه شكنجه است، نه مجازات غيرمتناسب
وي افزود: آن‌ها به ما مي‌گويند شما طبق تعهدات بين‌المللي كه داريد نبايد شكنجه كنيد يا مجازات غيرمتناسب داشته باشيد. ما مي‌گوييم هر دو را قبول داريم ولي به آن‌ها جواب مي‌دهيم كه اين نه شكنجه است، نه مجازات غيرمتناسب.
دبير ستاد حقوق بشر قوه‌ي قضاييه در توضيح اجراي رجم در كشور به ايسنا گفت: رجم يكي از مواردي است كه قاضي در احكام مربوط به زناي محصنه از آن استفاده مي‌كند و اين بحث تا زماني كه در قانون ما هست طبيعي است كه جزو اختيارات قاضي است؛ البته مباحث فقهي مختلفي در مورد رجم وجود دارد مثلا اين‌كه عده‌اي مي‌گويند رجم در قرآن نيامده است. از طرف ديگر اين‌كه شرايط تشخيص احصان چگونه باشد نيز مهم است و عده‌اي از طرف ديگر مطرح مي‌كنند كه آيا در زمان پيامبر اكرم (ص) رجم صورت مي‌گرفته يا نه؟
فقه ما بن بست ندارد و مي‌توان در مورد رجم صحبت كرد
وي ادامه داد: البته در ديگر اديان الهي مثل يهود اين مسأله بوده است و اين مسايل خود يك ميدان بازي را در مورد مسأله‌ي رجم باز كرده است. فقه ما نيز بن بست ندارد و مي‌توان در مورد آن صحبت كرد.
لاريجاني گفت: آيت‌الله هاشمي شاهرودي دستور دادند كه تطبيق مصداق رجم بايد خيلي دقيق صورت گيرد زيرا بايد شرايط احصان در عمل زنا تشخيص داده شود. احصان يعني اين‌كه شبهه‌اي در يك نوع ناچاري و انگيزه‌هاي ديگر در اين عمل وجود نداشته باشد مثلا وقتي يك زن يا مرد به دلايلي متاركه‌ي عملي كرده‌اند، بلافاصله در مورد آن‌ها شرايط احصان از بين مي‌رود.
وي با بيان اين‌كه شرايط احصان خيلي سنگين است، گفت: در مساله‌ي رجم نكته‌ي ديگر كه مورد توجه قرار مي‌گيرد اين است كه در اين مورد مي‌توان از تخفيف يا ديگر تنبيهات استفاده كرد؟
محدوديت‌ها موجب شده كه امكان استفاده از رجم خيلي محدود شود
عملا رجم را پياده نمي‌كنيم زيرا در تطبيق آن بايد دقتي فوق‌العاده شود
دبير ستاد حقوق بشر قوه قضاييه ادامه داد: با توجه به اين قضايا وقتي كه احكام رجم مي‌آيد علاوه بر مكانيزم‌هاي متداول قانوني، آيت‌الله هاشمي شاهرودي از اختيارات قانوني خود استفاده كرده كه در اين مورد بررسي‌هاي شديد ديگري هم اتفاق مي‌افتد و اين محدوديت‌ها باعث شده كه به نظر من به طور عملي امكان استفاده از رجم خيلي محدود شود. آن‌قدر محدود شده كه شايد به نظر برخي بيايد كه اجراي رجم متوقف شده است. من مي‌توانم بگويم كه ما عملا حكم رجم را پياده نمي‌كنيم به خاطر اين‌كه در تطبيق آن بايد دقت فوق‌العاده‌اي صورت بگيرد.
لاريجاني گفت: من بايد بگويم كه حكم رجم در مسير سختي قرار مي‌گيرد و به همين خاطر استفاده از آن خيلي محدود شده است منتها تا وقتي در قوانين ما وجود دارد طبيعي است كه اين قانون بايد اجرا شود.
وي در مورد زناي محصنه زن و مرد تاكستاني كه چندي پيش منجر به سنگسار مرد شد، گفت: در آن مورد نيز آيت‌الله هاشمي شاهرودي دستور داده بودند كه حتما دقت لازم صورت بگيرد و دستور توقف آن را داده بودند تا از بابت آن اطمينان ايجاد شود ولي اگر نگويم خطا بلكه اشتباه از سوي قاضي كه پرونده در اختيار آن بود، صورت گرفت؛ البته من انگيزه‌هاي قاضي را نمي‌توانم تخطئه كنم. قاضي يك حكم داشته و مي‌خواسته اجرا كند. البته اين حكم مربوط به قاضي قبلي بوده است ولي به هر حال آن قاضي اشتباه كرده است.
مسأله‌ي تاكستان ناشي از اشتباه قاضي بود اگر نگويم تخلف
لاريجاني اين‌گونه حركات را براي سيستم و نظام، حركتي درست ندانست و گفت: نظر مسوولان قضايي ما اين بوده كه اين مسأله با دقتي بيشتر مورد نظر قرار بگيرد و يك فرد نبايد نظر خود را بر نظرات ديگر افراد كه متخصص نيز هستند برتري مي‌داد. مي‌خواهم بگويم اين مسأله‌ي تاكستان ناشي از اشتباه قاضي بوده است اگر نگويم تخلف.
وي با بيان اين‌كه دستگاه قضايي محق است كه شرايط احصان را مورد بررسي دقيق قرار دهد، گفت: در مسأله‌ي تاكستان داستان اين‌گونه است كه اين زن و مرد همسايه بودند و زن خانواده با مرد همسايه فرار مي‌كند مي‌روند در يك ده، شناسنامه‌ي خود را عوض مي‌كنند و مي‌روند با هم ازدواج مي‌كنند و حتي از اين ازدواج نيز بچه‌دار مي‌شوند و به نظر من اين ناشي از يك ماليخولياي ذهني است كه در اين دو طرف بوده است و طبيعتا اين جور كارها صرف فقط مسائل شهواني نبوده است و شرايط نشان مي‌دهد كه اين دو نفر در يك شرايط كاملا نامعقول و با يك قصور خيلي عجيب عقلي وارد اين كار شده‌اند.
برخي فكر مي‌كنند ما خجالت مي‌كشيم احكام را اجرا كنيم در حالي‌كه چنين نيست
لاريجاني در ادامه تاكيد كرد: من نمي‌خواهم در واقع از اقدام شنيع اين دو نفر دفاع كنم ولي مي‌خواهيم بگويم اين غير از آن است كه مثلا دو نفر براي تفريح و شهوت‌راني وارد يك مقوله شوند و مرتكب اين عمل شنيع شوند. در واقع به نظر من اين دو از نظر عقلي دچار مشكل بوده‌اند و وضعيت مناسبي نداشته‌اند و در مورد آن‌ها شبهه‌ي ديوانگي وجود داشته و اين خود باعث مي‌شود كه حد بلافاصله با كمترين شبهه ساقط شود و دستگاه قضايي در اين رابطه محق بوده است كه دستور توقيف بدهد. برخي فكر مي‌كنند چون غربي‌ها راجع به سنگسار به ما فحش مي‌دهند، ما خجالت مي‌كشيم كه احكام را اجرا كنيم در صورتي‌كه چنين چيزي نيست؛ اصلا فقه شيعه و فقه اهل بيت(ع)، فقه خجالت نيست زيرا اين فقه متكي بر اركان مهمي چون قرآن، اجماع، عقل و اهل بيت (ع) است منتها همان‌طور كه گفتم دستگاه قضايي محق بوده است كه در اين مورد دستور دهد دقت بيشتري صورت گيرد و قاضي در اين پرونده اشتباه كرده و در امر اجراي حكم دخالت كرده است و اين سياست نظام نبوده است؛ نظام در ارتباط با اين مسايل دقتي فوق‌العاده را دنبال مي‌كند.
وي همچنين خبر داد كه مسأله‌ي قاضي پرونده رجم در تاكستان هم‌اكنون در حال بررسي و رسيدگي است.
گفت‌وگو از خبرنگار ايسنا: اكرم احقاقي
انتهاي پيام
كد خبر: 8607-01349

9/29/2007

Being Gay in Iran (Response to Ahmadinejad)


ARSHAM PARSI / President Mahmoud Ahmadinejad of Iran. Special Interest


Zane Irani, Madare Irani



Mehdi Kazemi



I am an Iranian national, was born on 08.04.1988, in Tehran. I am Shia Muslim. I have one sister. I have lived all my life with my parents and sister until I came to the UK on 15.09.2005. My father owns dried fruits shop in Iran and sometimes he exports and imports goods.

9/21/2007

.Rebury of Fereydoun Farokhzad´s Body - جابجائی پیکر فریدون





Child Executions in Iran


A MESSAGE FROM IRAN'S KING REZA SHAH THE SECOND


300-movie,With respect to my Greek friends - This is Persia!





8ème festival de théâtre iranien en exil - (Du 27 septembre au 14 octobre 2007)



Spectacles en persan et en français

L’Espace Quartier Latin
37, rue Tournefort 75005 Paris Métro : Place Monge (ligne 7)
Jeudi 27 septembre

19h00 Ouverture de festival Introduction et présentation :
1) la pièce de Voyage impossible, version courte par : Anna COTTIS (en français)
2) deux Sketches : 10’ par Estelle AUBRIOT ""Parti en Exil? Où est-ce?? (En français)
3) Concert de musique iranien par FETNEH, accompagnement musique persane : GARNIK
- Un verre de l’espoir suivra la Cérémonie d’ouverture

20h30
Voyage impossible, Commedia dell'Arte, mise en scène de Anna Cottis , d'après Mirza Fath Ali Akhundzadeh (théâtre en français, version intégrale) Avec Gustavo Araujo, Shaman Duke, Sarkaw Gorany, Latif Khan, Emilie de Lemos, Nicholas Marthaut, Fetneh Moghadam, Franck Normand, Shahraz Shakeri.

9/13/2007

Pegah a libéré de la détention BRITANNIQUE (le 11 septembre 2007)



Pegah a libéré de la détention BRITANNIQUE (le 11 septembre 2007)

Pegah released from UK detention (September 11, 2007)

We have some good news at last! Pegah was granted bail this morning, is now out of Yarls Wood Detention Centre and back with people who will love and care for her. The Court of Appeal has also agreed to hear her case. It will be listed within the next couple of weeks and will be heard sometime in the next few months, we believe.
There are also other actions that we know are being taken on her behalf, by influential organizations at a high level in the UK. We really don't think that we would have got this far without the fantastic work you have put in supporting Pegah. She is truly grateful and gives her heartfelt thanks to you all - as do we. It is impossible to overstate the value of your support.
This does not mean that Pegah is out of the woods but she is now in a much more hopeful position. As you will understand Pegah needs time to recover from the ordeal of the past few weeks. She also needs to get back in touch with the ordinary business of living her life in some peace and tranquility. We will keep you updated as events develop.

Love and solidarity to you all
Friends of Pegah Campaign

9/07/2007

premier roman


En résumé
Le premier roman de Blaise Gauquelin. Un livre tragi-comique sur la lâcheté d'un petit acteur de la comédie du pouvoir un jour en prise avec la grande Histoire...

L'avis de la Fnac
Un premier roman est toujours une bonne nouvelle par définition, puisqu'on y rencontre un nouvel auteur (en espérant bien sûr qu'il ne s'agisse pas d'un auteur de plus).
L'auteur s'appelle ici Blaise Gauquelin, une jeune homme né à Lyon en 1980 et actuellement journaliste pour la radio publique autrichienne. L'objet de son récit est de nous glisser dans la peau d'un antihéros particulièrement lâche et repoussant, un peu comme l'univers dans lequel il gravite : les arcanes des hautes sphères sociales, culturelles et politiques (!). Balthazar, tel est le nom du héros, est le nègre d'un certain nombre de vedettes et giton à l'occasion (tendance lèche-cul). Chez lui, la plume et la langue fonctionnent doublement... Sa vie bascule du côté de la force complètement obscure quand, à la suite d'un meurtre, il est contraint de fuir en Autriche, où est en train de se mettre en place une dictature populiste… Pour Balthazar, l'occasion rêvée de tester sa bravoure intellectuelle et morale ? Euh...
Un premier roman plaisamment corrosif sur le théâtre burlesque du pouvoir, de tout pouvoir, saisi par l'oeil d'un homme de base du système, de tout système.

Mot de l'éditeur
Balthazar est né du côté des gens qui font le travail à la place des autres. Il vit dans l’ombre des beaux et des riches et ne s’en plaint pas trop. Quand il n’écrit pas les textes que ceux d’en haut récitent à l’écran, il met son corps à leur disposition. Jusqu’au jour où Balthazar commet l’irréparable : le meurtre d’un «grand». Sa vie bascule et le voilà fuyard dans un pays étranger.
Il ne va cependant pas y trouver la tranquillité souhaitée. L’Autriche, où il atterrit par hasard, est en plein bouleversement politique : une dictature populiste se met en place. Balthazar s’accommodera de cette situation comme des précédentes. Mais sa lâcheté permanente finit par le rattraper. Car quand on tue un «grand», on doit s’attendre à un retour de bâton.